خرید بک لینک

چند روزی هست اومدیم اصفهان پیش خانواده همسرم

قبل اینکه بچه دار شم مادرشوهرم یه ست 1 و کریر نشونم داد گفت برا یه خانمی هست نمیخوادش بیا تو بردار نرو بخر

منم که دست دوم برا بچه م اونم بچه اول نمیگیرم

گفتم نه بذار اینجا باشه میام اصفهان استفاده میکنم

این مدت فرصت نشد استفاده کنم

تا اینکه امروز پوشک بچم نیاز داشت و مردا سرکار بودن

مادرشوهرمم سرش شلوغ بود رفتم کالسکه رو اوردم از انباری بیرون

تمیزش کرذم و با ماهلین رفتیم فروشگاه و خرید کردیم

همش میگم خوب شد ازش نگرفتم

چون خیلی داغون و شکسته س به درد همین میخوره گاهی ازش استفاده کرد

چون اونی که خریدم با اینکه جنسش هم خوب بود ازبس استفادش کردم داره داغون میشه

تو فروشگاه هرکی میدید لپ ماهلینو میکشیدن و بهش دست تکون میدادن و خوششون میومد

ماهلینم اروم نشسته بود و به بقیه میخندید

خلاصه روز خوبی بود

[ پنجشنبه دوم شهریور ۱۴۰۲ ] [ 15:25 ] [ مــاه بــــــانو ] [ ]

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1402 ساعت: 0:44

صفحه بندی