خرید بک لینک

رفتیم اکبرجوجه بخوریم

من همچنان دست به شکمم گرفته بودم و خم راه میرفتم

موقع سفارش غذا من دویدم دستشویی

موقع اوردن غذام مجدد دویدم دستشویی

نتونستم حتی یه قاشق بخورم

چشمم موند بهش

از همونجا با قیافه ی میت وار

منو بردن دکتر سرم و امپول زدم

هنوز منتظرم بعد دو روز با امپول و سرم و داروها خوب شم

ولی هنوز بهتر نشدم

هنوزم اسهال و دلپیچه و درد رودارم

+برگشتیم تهران

[ پنجشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۲ ] [ 1:23 ] [ مــاه بــــــانو ] [ ]

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1402 ساعت: 14:26

صفحه بندی