خرید بک لینک

هنوز حمید کامل خوب نشده و بویایی ش رفته و سرفه های وحشتناکی داره

1 این مدت خونه مادرم بوده

فقط برای خوابیدن اونم اخر شب میاوردمش اتاق جدا بخوابه

تا اینکه دوشب پیش نصف شب تب کرد

و بدبختی مجدد من شروع شد

با زحمت و قطره و خنک کردن تبش رو کنترل کردم تا صبح که بردم پیش دکترش مجدد تو مطب تب کرد خیلی تبش بالا رفت

و دکتر هم سریع دست به کار شد شیاف و امپول زدن و دارو هاشو دادن

بچم شده یه بچه مظلوم و ساکت که حال نداره حتی بخنده و حرف بزنه

منم پریشب که از استرس اینکه تب نکنه و دارو کافی نباشه نخوابیدم

دیشب هم باز تبش بالا رفت و از ترس اینکه خوابم ببره و تشنج کنه نخوابیدم

چون از تب بچه و تشنج میترسم

خلاصه که 4 شب به خاطر باباش بیدار بودم و نصف شب دارو هاشو مبدادم و یه لقمه غذا یا ابمیوه ای چیزی و کنترل تب

دو شب هم برا ماهلین سرپاهستم

و هنوز زنده ام و نفس میکشم و خداروشکر هنوز مریض نشدم خداکنه فقط من نیوفتم که آسم دارم داغون میشم

اما به قدری خسته م و خوابم میاد

دلم میخواد اوضاع به قبل برگرده و من یه چند ساعت بخوابم یا یه سفر برم یا یه جا برم یکم حالم عوض شه

[ یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۲ ] [ 9:2 ] [ مــاه بــــــانو ] [ ]

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1402 ساعت: 14:42

صفحه بندی