کل روز میخندم شادم به همه میگم همه چی درست میشه
دلداری میدم همدردی میکنم
خودمو مشغول میکنم
شب که میشه ساعت از 12 رد میشه کل افکاری که پنهانش کرده بودم بهم هجوم میارن
میخوان منو خرد کنن بهم اسیب بزنن
این ساعتا خواب ازچشمام میره و میشم یه روانی در بند انفرادی
له میشم ، میشکنم و نشخوار های ذهنی احاطه م میکنن
و چه اتفاقی میوفته؟
دوباره صبح میشم همون ادم شاد وفعال و خونسرد و مجدد روزها وشبهام سپری میشه
این هست که میانگین عمر ماها کم شده چون 1 یه بار 1
[ سه شنبه نوزدهم دی ۱۴۰۲ ] [ 0:20 ] [ مــاه بــــــانو ] [ ]
برچسب:
نویسنده: حسین فلاح