از دیدن این همه آدم لذت نمیبرم
ولی از خوابیدن های ماهلین هم لذت میبرم
از اینکه با سرعت 1 میپره تو بغلم
یهویی بوسم میکنه دستامو بوس میکنه
بهش میگم ماهلین مامانی، من میخوام نماز بخونم شیطونی نکنیا...
میدوعه میره چادرنمازمو میاره
و سجده میکنه...
خب میشه این فرشته رو قورتش نداد؟؟؟
روتین روزانه م مدتیه تغییر کرده
شبها 11 شایدم زودتر می1
صبحا 5 بیدارم
تا نماز بخونم و کارهامو بکنم میشه 7
8 ماهلین ومیذارم پیش مادرم و میرم پیاده روی و دویدن و باشگاه
11 برمیگردم دوش میگیرم
نهار میذارم
بعدش یه فیلم تقویت زبان میبینم و
10 دقیقه حلقه لاغری و 100 تااسکات تو خونه کار میکنم
و به جمع وجور هام و بچه داری میرسم
غروبا میرم با ماهلین پیاده روی
از این ماشین دستی ها گرفتم میشینه داخلش و راحتم اذیت نمیشم بیرون
و شام میذارم و مجدد بچه داری
تا بخوابم مجدد میشه 11
این روتینه هرروز هست
و بازم همیشه خوابم میاد
[ یکشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ] [ 19:29 ] [ مــاه بــــــانو ] [ ]
برچسب:
نویسنده: حسین فلاح