هوا بسی ناجوانمردانه سرد شد . صبحی به خیال اینکه هوا خوبه لباس گرم نپوشیدم وسطهای راه متوجه سوز وسردی هوا شدم و نه راه پس داشتم که برگردم خونه چون سرکارم دیر میشد ونه میشد تو اون هوا حرکت کرد که بالاخره دیدم رییسم اومد تو خیابون و منم خوشحال سوار ماشین شدم و رسیدم شرکت سریع زنگ زدم طفلی مامانم واسم کاپشن اورد .
پ.ن: چرا چند روزه میام هیچکسی نیست چه خبر شده؟؟؟
الهه جانم اخرش کار خودتو کردی؟ راحت شدی وبتو پاک کردی؟
ادامه مطلب هم مراجعه شود
برچسب: هوای این روزای من,حال و هوای این روزهای من,هوای این روزای من هوای سنگره,
نویسنده: حسین فلاح