خرید بک لینک

کاش میشد یه وقتایی یکی باشه اونقدر براش حرف بزنی بگی و بگی و بگیی تا خالی شی دیگه جونی برات نمونه بخوای ادامه بدی به اندازه هزارسال براش حرف بزنی و اونم با جون و دل گوش بده و حرکات صورتش کامل نشون بده که داره حرفاتو میشنوه و براش مهمه چیشد و چی گفتی ...

وقتی داری حرف میزنی بری تو یه فضای دیگه هیچی نباشه سکوت باشه و انعکاس صدات ...

کاش میشد در کنار این نیازه به شدت واجب یه نیازی هم برطرف شه ، نیاز به نبودن دیگران ...

اینکه هیچ کسی نباشه تو باشی و تنهایی و فقط اون یه گوش شنوا ... خودت و خودت و تنهاییت .

عجیب اینروزا از آدما فراری ام ، نمیفهممشون درکشون نمیکنم هرچه قدر خوب باشن بازم برام سخته خیلی سخت ...

حس دیوونگی دارم احساس قبل از مرگ لحظه های سخت دل کندن ،

همونقدر که دلم به دل کندن از دنیا راضی نیست همون اندازه دلم به ادامه دادن و نفس کشیدنم راضی نیست...

آخ که چه قدر نیازه کمی نبودن ..

+آهنگ وبلاگ به روز شد...

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:19

صفحه بندی