دوروز اول رژیم غر میزدم
میگفتم یه لیوان چایی و 4 کف دست نون جو خشک و دوتا گردو
چرا بایذ منو سیر کنه؟؟
بعد تا نهار کلا یه هویج یا خیار
نهار هم 10 قاشق برنج و دو تیکه گوشت تا شام
اما معده م سریع عادت کرد
الان به زور همون مقدارم میخورم حتی گاهی نصفیشو
دیشب مادرم طبق رژیمم سه تیکه کتلت و سوپ جو اورد ولی همون سه تیکه سیرم کرد و دیگه چیزی نخوردم. نتیجه گرفتم حتی انسولین هم بزنم بازم این رژیمه رو ادامه میدم البته با انسولین یکم راحت ترش میکنم که اذیت نشم.
راسی شمال بوذم دوتا جوجه, رسمی پنبه ای گرفتم
به خوبی و خوشی18 روز پیشم بوذن و سرمو گرم میکردن که شوهرم نیست که مشکلات هست.
امروز دیدم اون شیطون تره و سرحال تره جلو چشمم افتاد مرد
سریع زنگ زدم به شوهرم که خوبی؟ طوریت نیس گفت نه چه طور
حس کردم این قضا بلا بوده چون اونو خیلی دوسش داشتم بزرگ شده بود و ماده بود.
رفتم خونه مادرم گفتم دیشب تو خواب همش با داداشم تو جنگ بودم
گفت داداشت نمیدونم چی رفته تو چشمش جراحیش کردن.
ان شالله بلا از همه دور باشه.
قندمم ان چند روز گزارش نوشتم برا دکترم
گفت باید ناشتاها از 95 بالاتر نره
بعد غذاها از 120
ناشتاهای من 104تا 113
بعد غذاهام 110 تا 115
مشکل ناشتا حل شه راحت میشم
برچسب:
نویسنده: حسین فلاح