
جشن ازدواج دوستم دیشب برگزار شد واقعا تنها کسی که حس کنم خوشحال بود فقط خود خرش بود هیچ کسی تو چشماش خوشحالی دیده نمیشد چون اصلا مرد ایده آلی رو انتخاب نکرد انگار جدیدا مد شده اذمهایی که شرایط متفاوتی دارن اول با طرح رفاقت میان و کم کم دختر و وابسته میکنن دوستم چه خواستگار های خوبی داشتخواستگار هایی که میشناختیمش و همش میگفتیم احمق چرا جواب منفی میدی بعد با یه اقایی 3 سال دوست مونداقایی که مطلقه س و بچه 6 ساله دارهدوستم خانواده به شدت مذهبی و پسره به شدت باز دوماد یه صفا به صورتش حداقل نداده بود با کلی ریش و پشم اومده بود دوست من ادمی بود که از تیپ همه همیشه ایراد میگرفت حالا شوهرش... هی بابا چه قدر دیشب همگی حرص خوردیم و هیچی نگفتیم و فقط ارزوی خوشبختی کردیممشخص نیست شاید قسمتش اینه کنار ا...
ادامه مطلب
هم اکنون صدای بنده رو ساعت 5صبح از زیر پتو میشنوید دوتا خبر خوب دارم 1- ماشین داداشم پیدا شد تو جاده ورامین البته هنوز ماشین به دستش نرسیده و ندیده عمق فاجعه چه قدره ولی همین که پیدا شد خداروشاکرم ... 2- کارمند جدید آوردیم از دیروز میاد و منم سخت و فشرده مشغول کار یاد دادن هستم ممکنه اخرین روزهای سرکاررفتنم باشه... از اونجایی که این خانم رو میشونم پای سیستم تا کار یادش بدم نمیتونم با سیستم بیام وبلاگ ومجبورم با گوشی بیام پیام بذارم ... خبرهای خوش دیگر در راه است... برچسبها: کارمند, ماشین♥مــاه بــــــانو♥ |سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ | 5:24 |...
ادامه مطلب
سلام ممکنه حرفای ایندفه من کمی مبهم باشه ...
ادامه مطلب