
از اونجایی که جواب ازمایشم وقتی اماده شد که من تهران نبودم بعد چند روز تاخیر رفتم جوابشو گرفتم و سر راه یه پستونک و شلوار خریدم که بیارم داخل باکس بذارم حالا اینا برا سورپرایز کیه؟؟بابام چون به شدت هرروز غمگین تر میشه که چرا تو بچه نداریچرا باید هروقت اسباب بازی فروشی میبینم حسرت بخورممنم تصمیم گرفتم سورپرایزش کنماز طرفی میگم منتظر بمونم تا سونو و صدای قلبششوهرم میگه تو هنوز باورت نمیشه بارداری که منتظر صدای قلبشی؟؟واقعا باورم نمیشه دقیقا وقتی که بیخیالش شدم وهیچ فکری نکردم حالا از شانس من یا خانواده مهمونی و بیرونن یا شوهرم دیروقت میاد خونه یا سر پروژه س دنبال یه وقتم که همه ی اینا باشن قشنگ برنامه ی اساسی براشون بریزم بخوانید...
ادامه مطلب
ماجرا از اونجایی اب میخوره که من یکی از عمه هام رفته بود کربلا تو اربعین . این عمم خیلی اهل خونه و زندگی نیست خیلی شلخته است سر همین شلخته بودنش شوهرش یه بار کتکش زد و باهاش دعوا کرد . بعد موقع اومدن از کربلا خواهرشوهراش میرن خونشو تمیز کنن میبینن خونه اش رو گندگرفته وخیلی کثیفه . مادربزرگمم به خاطر شلخته بودنه عمم گریه میکنه و با مامانم درد دل میکنه و مامانمم میگه خب باید کمتر بشینه پای گوشی تا به خانواده اش برسه . بعد مامانم بهم زنگ زد و گفت قضیه ی عمت این طوریه و ماداریم میایم مادربزرگتم هست یه وقت خونه ات کثیف نباشه ها که بفهمه ماها شلخته نیستیم. منم خب هیچ وقت خونه ام کثیف نیست قانون گذاشتم هرهفته دستشویی و ظرفارو مواد میزنم خونه رو جارو میکشم لباسارو میشورم و نمیذارم خونه ام به هم بری...
ادامه مطلب
هوای این روزهای من... هوا بسی ناجوانمردانه سرد شد . صبحی به خیال اینکه هوا خوبه لباس گرم نپوشیدم وسطهای راه متوجه سوز وسردی هوا شدم و نه راه پس داشتم که برگردم خونه چون سرکارم دیر میشد ونه میشد تو اون هوا حرکت کرد که بالاخره دیدم رییسم اومد تو خیابون و منم خوشحال سوار ماشین شدم و رسیدم شرکت سریع زنگ زدم طفلی مامانم واسم کاپشن اورد . پ.ن: چرا چند روزه میام هیچکسی نیست چه خبر شده؟؟؟ الهه جانم اخرش کار خودتو کردی؟ راحت شدی وبتو پاک کردی؟ ادامه مطلب هم مراجعه شود...
ادامه مطلب
ادامه مطلب خصوصی واسه دله خودمه...
ادامه مطلب
مادرپدرم به خاطر خونه ای که توی شمال داریم هرماه چند روزشو میرن اونوری... چندروز پیش دیدم از شمال اومدن خیلی اتفاقی... ادامه مطلب باقی صحبتم پ.ن: یه چند وقته از این عکس خوشم میاد (وَالوِتر المَوتُور) رفتم تفسیر معنی شو پیدا کردم وِترِ موتور، مثل قدَرِ مقدور تأكيد است يا به معناى فردى كه كسانش كشته شده باشند و يكّه و تنها مانده باشد). وتر به معنی فرد است و موتور به کسی می گویند که از بستگان وی کسی یا کسانی کشته شوند اما او نتواند حق آنان را از قاتلین باز ستاند و به همین سبب به امام حسین(علیه السلام) الوتر الموتور می گویند...
ادامه مطلب