سال هدفها - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 3:48
یه سری تصمیمات این مدت گرفتیم خیلی سرمون شلوغه صبح تا شب درگیریم هی میخواستم وبلاگ سر بزنم ولی اصلا وقت نمیشد وگرنه یاد همه بودم البته قضیه های اخیر ممکنه روی شلوغ بودن سرمون تاثیر بذاره و بیکار شیمما یه تصمیم و هدف رو شروع کردیم فعلا ازش چیزی نمیگم وقتی 90درصدش انجام شد اعلام میکنماز طرفی :خیلییی س...
روز اول عید - تاریخ: 1402/1/5 ساعت: 22:12
امسال هم عید شوهرم پیشمون نبود منم خونه مادرپدرم بودم داداشم و زنش هم بودن حالا وسط این دلتنگی که داشتم و ماهلین اولین سالی بود که حضور داشت ولی تنها بودم نمیدونم چرا مامانم به لج افتاذه بود با من؟؟وقتایی که میچسبه به داداشم و زن داداشم رفتارش با من فرق میکنهماهلین هم دم سال تحویل خواب بود بیدار شد ...
- تاریخ: 1402/1/5 ساعت: 22:12
بعدا یادم باشه بیام قضیه ی امشب و داداشمو بگم خیلی تو دلم موند و روانیم کرد
خیلی نوشت - تاریخ: 1401/12/22 ساعت: 14:58
روزهای پر از پستی بلندی رو داریم میگذرونیم اول از همه بگم مامانم مدتها دنبال این بود که هیکلش کوچیک شه رژیم گرفت وزنش کم شد ضعیف شد ولی چربی های شکمش اب نشد زانو درداش زیاد بود با مشورت و تحقیق بالاخره رفت عمل ابدومینوپلاستی کرد یه عمل بسیار بسیار سخت سرتاسر شکمش رو بریدن حتی نافش هم بریدن کوچیک کرد...
کتاب - تاریخ: 1401/12/22 ساعت: 14:58
این چند وقت حمید همش سرکار هست و چند روز هم ماموریته و خونه نیست مامان بابام رفتن باغ باز دلشوره داشتم توی راه مامانم حواسش به خوذش باشه بخیه هاش پاره نشه دکتر گفته میتونی مسافرت بری باید راه بری و زیاد نشینی وگرنه عفونت میکنی ماهلین هم 16 اسفند5 ماهه شدبه شدت شیرین و بامزه شده صبحا ساعت 7 بیدار میش...
4 ماهگی - تاریخ: 1401/12/1 ساعت: 23:21
ماهلین4 ماهه شدواکسن زد خیلی اذیت نکرد بیشتر از همه علائم دندون دراوردنش ازار میده مثل اسهال و جویدن لب و فشار داد لثه و خوردن دستاش و راه افتادن اب دهنش و کمی بی قراری که دارم با سرگرم کردنش بهش کمک میکنم یه مدت اتفاقات تلخی افتاد که بازم میگم خدا بزرگه درست میشه ولی بازم غصه شو میخورم. دلم میخواس ...
نگاش - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 15:47
داره منو میشناسه بیشتر از قبل نگام که میکنه میدونه من کی هستمبغلم بود و با بابام خیلی خیلی صمیمی هست بابام دستاشو دراز کرد که بیاد بغلش اما نرفت چسبید بهم بابام گفت خب حتما هنوز دستاش جون نداره که بشناسه گفتم بیا بغلش کن من امتحان کنم بغل بابام بود دستامو دراز کردم سمتش و صداش کردم و گفتم بیا مامان ...
سه ماهگی - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 15:47
سه ماهه شد دخترماومدیم باغ شمال مامان بابام الهه و امیر داداشم و همسرم یه دورهمی خانوادگیخوش گذشت خوب بود و جالبه روزی که میومدیم برف بود اینجا افتاب بود و هوا خنک و دلنشین توقع داشتم چهارروز فقط بارون ببینیم ولی عالی بود هوا امروز شوهرم و داداشم و زنش زودتر برگشتن تهران هرکاری کردیم شزکت اجازه بده ...
عکسای ماهلین - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 15:47
خاله ها عکس سه ماهگی ماهلین رو میذارم ادامه مطلب
تعیین جنسیت زن داداش - تاریخ: 1401/7/9 ساعت: 0:02
زن داداشم رفت سونو و جنسیت بچش مشخص شد جنسیتشو هیچکسی جز خواهرش نمیدونست قرار شد مهمونی بگیره گفت بیاید کرج مامانم گفت مهناز تا کرج سختشه تو ماشین بشینه برای همین اونا اومدن تهران و رفتیم پارک خواهرش بادکنک های صورتی و ابی گرفت بود با کیک و بادکنک مشکیاز اونجایی که بر اساس حالت های الهه میدونستیم پس...
درد و شلوغی - تاریخ: 1401/7/9 ساعت: 0:02
یه درد هایی میاد و میره خیلی بهش اهمیت نمیدم فقط موقع شروع درد ها راه میرم فعالیت میکنم چون موقع استراحت بیشتر میشه یکم استرس خونه زندگی و دارم تازه خونه رو تمیز کردم ولی باز نیاز به گردگیری هستبا اینکه کم کم انجام میدم ولی هنوز گردگیری خیلیش موندهکاش این اغتشاش ها تمومم شه من یکم بتونم با خیال راحت...
هفته 38 بارداری - تاریخ: 1401/7/9 ساعت: 0:02
امروز نوبت چکاپ هفتگی داشتم اول گفتن وقتشه بستریت کنیمولی چارت چک قند هارو دیدن گفتن قندات نرمالهنیازی نیست بستری شیگفتم خب زودتر بستری شم تموم شه بره دیگه...یکیشون اشناتر بود باهام گفت بیا تو این اتاقرفتم یکم باهام حرف زد گفت اینجا بستریت کنن هنوز اماده زایمان نیستیتحرک نمیتونی داشته باشی هی میخوان...
روز سوم درد - تاریخ: 1401/3/10 ساعت: 1:08
به قدری دردم زیاد شد نصف شب زنگ زدم اورژانس اومد شرایطمو بررسی کرد چون لک بینی و ترشح و عفونت و فشار بالا نداشتم گفتن درد رباط های رحم هستاگر بخوای میبریمت بیمارستانولی 3 نصف شبه و دکتر نیست و باید تا صبح بمونی اونجا و دانشجو بالاسرت میمونهترسیدم چون سری قبل اذیت شدم گفتم نه میمونم خونه.از شدت درد ن...
شب چهارم - تاریخ: 1401/3/10 ساعت: 1:08
دلم برای یه خواب بدون احساس درد تیز و کششی تو ناحیه ی شکمو حس سوزش همراه با انقباض و فشار و درد تو ناحیه ی کمر و پهلو هاتنگ شده.امشب هم نتونستم دراز بکشم و عین سه شب قبل نشسته میخوابم. خدایا کمک کن بهمچشمام گبج خوابه ولی از درد خوابم نمیاد Adblock test (Why?)
ویروس جدید - تاریخ: 1401/3/10 ساعت: 1:08
از دیشب معذرت میخوام اسهال شدید و استفراغ گرفتم جون تو بدنم نموند اب هم میخورم حالم بد میشه به شدت داغون بودماون درد کمر و دلم کم بود باید درد ویروس جدید هم تحمل کنم.رفتم دکتر گفت به ویروس مبتلا شدیبهش کرونای گوارشی هم میگن فقط چون قند داشتم بهم سرم ندادن و فقط قرص و امپول B6اگر شرایط سرم رو داشتم خ...
غدد و قند و رژیم بارداری - تاریخ: 1401/1/31 ساعت: 18:32
دکتر غدد برام رژیم, دیابت بارداری, برای یک هفته داده و هر روز باید دوبار قندمو بگیرم و ثبت کنمتا بررسی کنه ببینه انسولین بده یا با رژیم جلو برموجدانی شو بخوام بگم رژیمش برای ادم بارداری مثل من که سه ماه درست غذا نخورده و تازه ویار هاش رفته و به غذا افتاده سخته.یه وقتا ضعف میرم، یه وقتا از گشنگی گ
جوجه - تاریخ: 1401/1/31 ساعت: 18:32
دوروز اول رژیم غر میزدم میگفتم یه لیوان چایی و 4 کف دست نون جو خشک و دوتا گردوچرا بایذ منو سیر کنه؟؟بعد تا نهار کلا یه هویج یا خیار نهار هم 10 قاشق برنج و دو تیکه گوشت تا شاماما معده م سریع عادت کرد الان به زور همون مقدارم میخورم حتی گاهی نصفیشو دیشب مادرم طبق رژیمم سه تیکه کتلت
از دست وروجک - تاریخ: 1401/1/31 ساعت: 18:32
دیروز شیاف هام تموم شده بود گفتم خب خداروشکر فردا برم دکتر میگم من که لک بینی ندارم. شیاف دیگه نذارم دقیقا تو همین فکر بودم که یهو دیدم عه دو قطره لک دیدم گرخیدم از استرس زنگ زدم مامای مطب، گفت شیاف رو روزی دوبار کن و فردا بیا نوبتت هم هست.تا صبح دستم رو شکمم بود ذکر میگفتمصبح اول وقت
5 هفته - تاریخ: 1400/12/8 ساعت: 20:15
رفتم سونو مشخص شد خیلی عجولم سن بارداریم 5هفته و 3 روز صدای قلب شنیده نشد اون درد هم برای نگه داشتن ادرار شب تا صبح موقع خواب بوده یکم خورد تو ذوقم که زود بود صداشو نشنیدم
روزچهلم - تاریخ: 1400/12/8 ساعت: 20:15
دیروز خالم و دایی و خانواده شون اومدن خونه مادرممنم رفتم یکم خرید داشتم با دخترداییم رفتم بیرونباز زیاد راه رفتم سه تا فلکه روگشتیممشکل این راه رفتن هام فقط اینه بعدش به شدت خوابم میگیرهو تو مهمونی نمیشه خوابید کلافه میشم.از صبح هم حالت تهوع هام شروع شدهماست ترش و نون خشک میخورم تا چند ساعت خوبم.ول

برچسب‌های مرتبط

بازاریابی شبکه ای بادران | بازاریابی شبکه ای بادران گستر | بازاریابی شبکه ای بادران گستران | بازاريابي شبكه اي بادران | شرکت بازاریابی شبکه ای بادران گستران | سایت بازاریابی شبکه ای بادران | کتاب بازاریابی شبکه ای در بادران | مجوز بازاریابی شبکه ای شرکت بادران گستران | کتاب بازاریابی شبکه ای بادران | حکم شرعی بازاریابی شبکه ای بادران